بازگشت   انجمن هاي تخصصي حقوقي > بانک تجارب حقوقی > پرونده های کیفری > ارتداد
پاسخ
 
ابزارهای تاپيك نحوه نمایش

پرونده ی کیفری در باب ارتداد به کلاسه ی 40154159
قدیمی 23 October 2008, 08:03 PM   #1
admin
سعيد نجات زادگان
 
admin آواتار ها
 
admin آنلاین نیست.
تاریخ عضویت: Jan 1970
پست ها: 74
حالت من:

درجه: 7 [♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥]
سابقه: 0 / 163
سحر و جادو: 24 / 19409
تجربه: 53%

تشکرها (از ديگر كاربران): 91
تشكر شده:50 بار در 35 پست
Post پرونده ی کیفری در باب ارتداد به کلاسه ی 40154159

به نام آنکه اگر حکم کند همه محکومیم ...

اظهار علاقه به حضرت مسيح با قبول نبوت حضرت محمد (ص ) و ائمه اطهار ارتداد محسوب نمي شود
كلاسه پرونده : 40154159
تاريخ رسيدگي : 30/10/64
شماره دادنامه : 426
مرجع رسيدگي : شعبه 131 دادگاه كيفري يك تهران
موضوع اتهام : ارتداد



خلاصه پرونده : بنا به حكايت مندرجات پرونده اداره حفاظت و اطلاعات لشكر ... اعلام داشته كه متهم مدت دو سال است كه از دين اسلام خارج و پيرو مسيحيت گرديده و پرسنل را تبليغ و تشويق به قبول مسيحيت مي نمايد ولي متهم اظهار داشته كه در جبهه زخمي شدم به نحوي كه مرا جزو شهدا، اعلام كردند در خواب حضرت مسيح را ديدم و به من شفاء داد من هم علاقه خاصي نسبت به حضرت مسيح پيداكردم و به ظهور اسلام و نبوت حضرت محمد (ص ) و ائمه اطهار و ساير دستورات اسلام اعتقاد دارم و تبليغ هم نكرده ام بلكه اشخاصي از من سئوال مي كردند منهم در خصوص خوابي كه ديده بودم و مطالعاتم را براي آنها تعريف مي كردم و پرونده در دادستاني انقلاب اسلامي ارتش تشكيل با صدور كيفرخواست به اين شعبه ارسال گرديده نظر به اينكه درمتن پرونده داديار محترم ... استدلال به جنبه سياسي موضوع نموده و مورد قبول دادستان محترم قرار گرفته بود لذا پرونده به دادگاه محترم انقلاب اسلامي ارتش فرستاده شد تا در خصوص اتهام سياسي و جنبه ضد انقلابي موضوع رسيدگي و اظهارنظر نمايد كه در جلسه مورخه 18/8/64 شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامي ارتش جنبه سياسي و جنبه ضد انقلابي قضيه را رد نموده ولي دادستان محترم پرونده را به گمان حصول اختلاف صلاحيت به ديوانعالي كشور ارسال داشته نتيجتا" شعبه 11 ديوانعالي كشور به صلاحيت اين شعبه رفع اختلاف نموده و پرونده را جهت رسيدگي به اين دادگاه ارسال داشته اند كه باتعيين وقت رسيدگي و استماع اظهارات نماينده محترم دادستان و مدافعات متهم وبررسي محتويات پرونده ختم رسيدگي اعلام و بشرح آتي مبادرت به صدور راي مي نمايد0


راي دادگاه

در اين پرونده گروهبان يكم (م ) به اتهام ارتداد از دين مبين اسلام و قبول دين مسيحيت مورد تعقيب واقع گرديده است نظربه اينكه متهم اظهار داشته است من علاقه فراواني به حضرت مسيح پيداكرده ام زيرا در حمله رمضان شديدا" مجروح شدم كه همه مي گفتند شهيد شده ام و حضرت مسيح را در خواب ديدم و شفاء يافتم و تبلغ هم نكرده ام لذا اظهار علافه فراوان متهم نسبت به حضرت مسيح با قبول نبوت حضرت محمد (ص ) و ائمه اطهار و ساير دستورات اسلام ارتداد محسوب نبوده و دليل كافي به انجام تبليغات ضد اسلام و به نفع مسيحيت مشهود نيست بنابراين حكم برائت متهم صادر و اعلام مي گردد.

مرجع :
كتاب منتخب آراء قطعيت يافته دادگاهها درامورجزائي ،جلددوم
تعزيرات
چاپ اول 1379 . ناشر، دانش نگار، چاپ جديت

__________________
امضاء :
1- دكتر علي شريعتي: حسين بيشتر از آب ، تشنه لبيك بود اما افسوس كه به جاي افكارش، زخم‌هاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين درد او را بي‌آبي معرفي كردند.
-----------------------------------------------------
2- خواجه عبدالله انصاري :
پيوسته رنج مردم از سه چيز است :
زودتر از وقت چيزي را مي‌خواهند و از قسمت ، بيش مي‌خواهند و آن ديگران از آن خويش مي‌خواهند .
  پاسخ با نقل قول
3 كاربر زير بخاطر اين پست تشكر كرده اند:
حامدحاتمي نيا (14 August 2010), رضازاده (20 July 2010), میکائیلی (13 November 2008)

قدیمی 7 November 2008, 04:53 PM   #2
m_jurist
عضو فعال
 
m_jurist آواتار ها
 
m_jurist آنلاین نیست.
تاریخ عضویت: Nov 2008
پست ها: 7

درجه: 1 [♥ Bé-Yêu ♥]
سابقه: 0 / 15
سحر و جادو: 2 / 80
تجربه: 60%

تشکرها (از ديگر كاربران): 0
تشكر شده:17 بار در 10 پست
پیش فرض

در لایحه جدید ق.م.ا. گویا تبلیغ برای ادیان دیگر هم واجد عنوان مجرمانه میشود حال شامل اقلیتها هم هست یا نه جای بحث دارد!
  پاسخ با نقل قول
3 كاربر زير بخاطر اين پست تشكر كرده اند:
admin (8 November 2008), حامدحاتمي نيا (14 August 2010), رضازاده (20 July 2010)

قدیمی 29 July 2009, 09:01 PM   #3
حامدحاتمي نيا
مدیر انجمن ها
 
حامدحاتمي نيا آواتار ها
 
حامدحاتمي نيا آنلاین نیست.
تاریخ عضویت: Jan 1970
پست ها: 113
حالت من:

درجه: 9 [♥ Bé-Yêu ♥]
سابقه: 0 / 216
سحر و جادو: 37 / 25718
تجربه: 65%

تشکرها (از ديگر كاربران): 127
تشكر شده:76 بار در 61 پست
پیش فرض

با سلام، باید قبول کرد که احکامی بس تأمل بر انگیز در اسلام وجود دارد که گاهی ساعتها ادمی به فکر فرو میرود و دلیل منطقی برای ان نمیابد. مانند مباحث ارث در مورد کافر، که اگر خویشان نسبی، مثلا درجه سوم از طبقه سوم وی مسلمان باشند و متوفای کافر،پدر یا مادر یا اولاد یا بستگانی نزدیکتر از این شخص داشته باشد که انها کافر باشند،شخص مسلمان همه ی ماترک را میبرد و به ورثه کافر حتی اگر نزدیکتر باشند چیزی به عنوان ماترک نمیرسد(مطابق قانون مدنی). این حکم چه دلیل منطقی دارد؟این مثال را زدم تا این نکته را بیان کنم که اصولا چرا باید تبلیغ برای مسیحیت یا سایر ادیان در اسلام غیر ممکن اما تبلیغ برای اسلام مجاز باشد؟از منظر قانون و آنچه منطق حقوقی حکم میکند به موضوع بنگرید نه به عنوان یک فرد مسلمان. هر چند موضوع به لحاظ حقوقی فاقد بحث و تبادل نظر قابل ملاحظه است.حامدحاتمی نیا
__________________
امضاء -------------------------
حامــدحاتمی نیا، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد، مدرس حقوق، کارآموز رسمی وکالت دادگستری
  پاسخ با نقل قول

قدیمی 10 June 2010, 12:42 PM   #4
siavash57
عضو عادي
 
siavash57 آواتار ها
 
siavash57 آنلاین نیست.
تاریخ عضویت: Jun 2010
پست ها: 1

درجه: 1 [♥ Bé-Yêu ♥]
سابقه: 0 / 0
سحر و جادو: 0 / 0
تجربه: 0%

تشکرها (از ديگر كاربران): 0
تشكر شده:1 بار در 1 پست
پیش فرض

اگر دقت کنيد تاریخ این پرونده مربوط به سال 1364 هست زمانی که این قبیل تند روی ها و کج فهمی ها رواج بیشتری داشت

امروز محاکم کمتر پيگیر چنین اموری مي شوند

همان طور که دیده می شود کیفر خواست صادره اساسا خالی از مبنای حقوقی و استدلال قوی بوده و دادگاه هم خیلی خوب نتیجه گیری و متهم را مبرا دانسته است
  پاسخ با نقل قول
كاربر زير بخاطر اين پست از siavash57 تشكر كرده است:
رضازاده (20 July 2010)

قدیمی 20 July 2010, 03:30 AM   #5
رضازاده
عضو عادي
 
رضازاده آواتار ها
 
رضازاده آنلاین نیست.
تاریخ عضویت: Jul 2010
پست ها: 2
حالت من:

درجه: 1 [♥ Bé-Yêu ♥]
سابقه: 0 / 0
سحر و جادو: 0 / 0
تجربه: 2%

تشکرها (از ديگر كاربران): 3
تشكر شده:2 بار در 2 پست
پیش فرض

salammm

قانون عتف به ماسبق نمیگردد.

سپاس
  پاسخ با نقل قول
كاربر زير بخاطر اين پست از رضازاده تشكر كرده است:
حامدحاتمي نيا (14 August 2010)

؟/
قدیمی 26 July 2010, 06:37 PM   #6
حامدحاتمي نيا
مدیر انجمن ها
 
حامدحاتمي نيا آواتار ها
 
حامدحاتمي نيا آنلاین نیست.
تاریخ عضویت: Jan 1970
پست ها: 113
حالت من:

درجه: 9 [♥ Bé-Yêu ♥]
سابقه: 0 / 216
سحر و جادو: 37 / 25718
تجربه: 65%

تشکرها (از ديگر كاربران): 127
تشكر شده:76 بار در 61 پست
Exclamation ؟/

سلام. دوست خوبم قانون عطف به ما سبق نمیشود چه ارتباطی با موضوع دارد؟متوجه نشدم.
__________________
امضاء -------------------------
حامــدحاتمی نیا، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد، مدرس حقوق، کارآموز رسمی وکالت دادگستری
  پاسخ با نقل قول

قدیمی 14 August 2010, 04:14 PM   #7
dehghanifiroozabadi
عضو عادي
 
dehghanifiroozabadi آواتار ها
 
dehghanifiroozabadi آنلاین نیست.
تاریخ عضویت: Aug 2010
پست ها: 2

درجه: 1 [♥ Bé-Yêu ♥]
سابقه: 0 / 0
سحر و جادو: 0 / 0
تجربه: 2%

تشکرها (از ديگر كاربران): 0
تشكر شده:2 بار در 2 پست
پیش فرض

حکم صادره صحیح ومنطقی میباشد
  پاسخ با نقل قول
كاربر زير بخاطر اين پست از dehghanifiroozabadi تشكر كرده است:
حامدحاتمي نيا (14 August 2010)

قدیمی 14 August 2010, 04:17 PM   #8
dehghanifiroozabadi
عضو عادي
 
dehghanifiroozabadi آواتار ها
 
dehghanifiroozabadi آنلاین نیست.
تاریخ عضویت: Aug 2010
پست ها: 2

درجه: 1 [♥ Bé-Yêu ♥]
سابقه: 0 / 0
سحر و جادو: 0 / 0
تجربه: 2%

تشکرها (از ديگر كاربران): 0
تشكر شده:2 بار در 2 پست
پیش فرض

اقای حاتمی نیای عزیز باسلام
استدلال شما خیلی ضعیف بود ازشما که استاد حقوق هستید بعید بنظر میرسد بهتر است بیشتر مطالعه نمائید.
  پاسخ با نقل قول
كاربر زير بخاطر اين پست از dehghanifiroozabadi تشكر كرده است:
حامدحاتمي نيا (14 August 2010)

قدیمی 14 August 2010, 09:52 PM   #9
admin
سعيد نجات زادگان
 
admin آواتار ها
 
admin آنلاین نیست.
تاریخ عضویت: Jan 1970
پست ها: 74
حالت من:

درجه: 7 [♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥]
سابقه: 0 / 163
سحر و جادو: 24 / 19409
تجربه: 53%

تشکرها (از ديگر كاربران): 91
تشكر شده:50 بار در 35 پست
پیش فرض

جناب dehghanifiroozabadi ،
متاسفانه طرز کلام شما زیاد جالب نیست. آقای حاتمی نیا از دوستانی هستند که از لحاظ استدلال حقوقی بسیار قوی بوده و همواره در مسائل سخت حقوقی ، راهکار های جالبی را ارائه نموده اند. اینجا محل بحث و گفتگوست. اگر نظر یا استدلال خاصی دارید بهتر است شما هم آن را بیان نمایید و گرنه تخطئه ی یک نفر در مباحث علمی جایی ندارد.
امید است از این به بعد شاهد ارائه ی نظر در موضوع مورد بحث باشیم نه در مورد افراد !؟
__________________
امضاء :
1- دكتر علي شريعتي: حسين بيشتر از آب ، تشنه لبيك بود اما افسوس كه به جاي افكارش، زخم‌هاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين درد او را بي‌آبي معرفي كردند.
-----------------------------------------------------
2- خواجه عبدالله انصاري :
پيوسته رنج مردم از سه چيز است :
زودتر از وقت چيزي را مي‌خواهند و از قسمت ، بيش مي‌خواهند و آن ديگران از آن خويش مي‌خواهند .
  پاسخ با نقل قول
كاربر زير بخاطر اين پست از admin تشكر كرده است:
حامدحاتمي نيا (14 August 2010)

اختلاط مباحث!!
قدیمی 14 August 2010, 10:07 PM   #10
حامدحاتمي نيا
مدیر انجمن ها
 
حامدحاتمي نيا آواتار ها
 
حامدحاتمي نيا آنلاین نیست.
تاریخ عضویت: Jan 1970
پست ها: 113
حالت من:

درجه: 9 [♥ Bé-Yêu ♥]
سابقه: 0 / 216
سحر و جادو: 37 / 25718
تجربه: 65%

تشکرها (از ديگر كاربران): 127
تشكر شده:76 بار در 61 پست
Exclamation اختلاط مباحث!!

با سلام. دوست عزیزم بنده کجای این تاپیک استدلالی حقوقی نموده ام؟مگر اظهار نظر در خصوص وضعیت اجتماع یا مسایل اخلاقی یا مباحث مربوط به شرع، مبنای تطابق معینی دارد که حضرتعالی میفرمایید استدلال بنده ضعیف بود؟ تمام نوشته ی من در این موضوع این است:با سلام، باید قبول کرد که احکامی بس تأمل بر انگیز در اسلام وجود دارد که گاهی ساعتها ادمی به فکر فرو میرود و دلیل منطقی برای ان نمیابد. مانند مباحث ارث در مورد کافر، که اگر خویشان نسبی، مثلا درجه سوم از طبقه سوم وی مسلمان باشند و متوفای کافر،پدر یا مادر یا اولاد یا بستگانی نزدیکتر از این شخص داشته باشد که انها کافر باشند،شخص مسلمان همه ی ماترک را میبرد و به ورثه کافر حتی اگر نزدیکتر باشند چیزی به عنوان ماترک نمیرسد(مطابق قانون مدنی). این حکم چه دلیل منطقی دارد؟این مثال را زدم تا این نکته را بیان کنم که اصولا چرا باید تبلیغ برای مسیحیت یا سایر ادیان در اسلام غیر ممکن اما تبلیغ برای اسلام مجاز باشد؟از منظر قانون و آنچه منطق حقوقی حکم میکند به موضوع بنگرید نه به عنوان یک فرد مسلمان. هر چند موضوع به لحاظ حقوقی فاقد بحث و تبادل نظر قابل ملاحظه است.


آنچه در خصوص ارث کافر از مسلم گفته شد مطابق قانون مدنیست :ماده 881 - كافر از مسلم ارث نمي برد و اگر در بين ورثه متوفاي كافر مسلم باشد وراث كافر ارث نمي برند اگر چه ازلحاظ طبقه و درجه مقدم بر مسلم باشند. این نظریه اداره حقوقی را برای افزایش علم خویش ببینید نه رفع جهالت:مجموعه‌هاي روزنامه رسمي- سال 1369 > کافر از مسلم ارث نمي برد (ماده 881 مکرر اصلاحي قانون مدني) . > سؤال





شخصي که پيرو مذهب مسيح بوده فوت شده است قبل از فوت به دين مبين اسلام مشرف شده ولي فرزندان وي کماکان مسيحي باقيمانده‌اند متوفي در زمان حيات با خانم مسلمان ازدواج نموده است آيا با توجه به ماده (881) قانون مدني ورثه مسيحي از پدر مسلمان ارث مي برند يا خير؟

طبق ماده (881) مکرر اصلاحي قانون مدني کافر از مسلم ارث نمي برد و چون فرزندان مرحوم قرابت هوانسيان مسيحي مي باشند و از نظر دين مبين اسلام کافر هستند از پدر مسلمان متوفاي خويش ارث نمي برند.

برگرفته از پایگاه اطلاعات قوانین و مقررات کشوری.

دلیل منطقی برای نظرتان ارئه نمایید نه دلیل توجیهی!! نگویید دلیلش ذکر در قران کریم است این دیگر بحث استدلال را نفی میکند چرا که شما را نمیدان اما بنده در مقابل نص قران مجید اجتهاد نمیکنم،اگر بحث استدلال را مطرح مینمایید استدلال کنید این احکام چه منطق عقلانی دارند،همه میدانیم که منطق شرعی دارند و قابل احترام، اما از منظر حقوقی جای چه استدلالیست؟ همه ی ما یاد گرفتیم پس از اینکه حکمی را دیدیم انرا توجیه کنیم،انرا منطقی بحث نکردیم. منطق مقدماتی دارد و اگر ان مقدمات صحیح کنار هم امد نتیجه هم صحیحا" واقع میشود و الا نتیجه نادرست بدست میاید.
و اما در خصوص مباحث ارث: صرفنظر از اینکه این مباحث نص کتاب اسمانی ما مسلمانان در سوره چهارم قران عظیم یعنی سوره نساء ذکر شده است،و قابل احترام و پاسداریست،شما سوال بنده را جواب دهید که چرا سهم الارث زن بجای یک چهارم ، یک پنجم نیست؟ یا اینکه بجای یک هشتم یک هفتم نیست؟ در واژه هشت یا چهار چه جادو یا سحری وجود دارد که در اعداد دیگر نیست؟ اگر مطلع هستید لطفا" بیان نمایید.
در ثانی ما بهتر است تدریس در حقوق را با مباحث حقوقی بر سنجش ارزیابی قرار دهیم نه مباحثی که ریشه ی متافیزیک دارند.هرچند هر شخصی میتواند در هر مبحثی استدلال نماید و ان استدلال برای ان شخص قابل احترام است و نباید به ان حمله نمود بلکه باید با استدلالی دیگر انرا نقض نمود،یا تکمیل نمود و نواقص انرا جبران کرد. اگر حضرتعالی سوالی مانند مباحث حقوق جزا دارید ارایه نمایید تا به کمک هم انرا بررسی نماییم،و الا اینگونه مباحث ارتباطی با مباحث حقوقی و استدلال حقوقی ندارد چرا که این مباحث اصلا" جای هیچگونه استدلال ندارد..
__________________
امضاء -------------------------
حامــدحاتمی نیا، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد، مدرس حقوق، کارآموز رسمی وکالت دادگستری

ویرایش توسط حامدحاتمي نيا : 15 August 2010 در ساعت 12:51 PM.
  پاسخ با نقل قول
كاربر زير بخاطر اين پست از حامدحاتمي نيا تشكر كرده است:
admin (15 August 2010)
پاسخ


ابزارهای تاپيك
نحوه نمایش

شرايط ارسال
شما نمیتوانید تاپيك جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کدهای HTML فعال است

انتخاب سریع یک انجمن



اکنون ساعت 05:45 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises  LC

فارسي شده توسط : شهر آموزش
كليه ي حقوق براي اين پايگاه محفوظ مي باشد.